محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

171

خلد برين ( فارسى )

و چون خبر فتح بغداد به عرض شهريار و الا نژاد رسيد به فتح و فيروزى متوجه دار السلام گرديده به آهستگى قطع مسافت مىفرمود تا در حدود بغداد نزول اجلال فرمود . و چون ماهچهء رايت ظفر آيت شهريار گردون بسطت بر ساحت آن ولايت پرتو افكن گرديد سيد محمد كمونه با تمامى اعيان و اشراف دار السلام به استقبال موكب جاه و جلال استعجال نموده دست و زبان به نثار و دعاى شهريار گردون اقتدار گشودند و آن حضرت به نظر مرحمت در ايشان نگريسته هر يك را به عنايتى خاص اختصاص بخشيد و در بيست و چهارم شهر جمادى الاخر سنهء اربع عشر و تسع مائه نزول اجلال شهريار به استحقاق در چهار باغ ميرزا پير بوداق اتفاق افتاد ، و تمامى اهل بغداد را در ظل ظليل عاطفت خود جاى داده ابواب تفقد و دلجوئى بر روى روزگار سيد محمد كمونه گشاد و توليت روضهء منوره و بقعهء مطهرهء نجف اشرف و حكومت بعضى از ديار عراق عرب را با طبل و علم به وى مسلم داشته رايت سرافرازى خادم بيك امير ديوان را به تفويض ايالت دار السلام بغداد و لقب خليفة الخلفائى به اوج اقتدار افراشت ، و فرمان قضا جريان به قتل مردم پرناك نافذ گرديده بسيارى از ايشان را بر خاك هلاك انداختند ، و كار به جائى رسيد كه به جاى آب ، خون در دجله روان گرديد . بعد از انتظام مهام دار السلام ، عنان اشهب گردون خرام خسرو كيخسرو غلام به عزم طواف مشاهد عطرسا و مراقد خلد آساى مصابيح دجى و شفعاى روز جزا كه در آن خاك پاك ، قائم مقام قباب افلاكند معطوف گرديده در هر يك از آن عتبات عاليات سدره مرتبات عرش درجات ، لوازم زيارت و طواف به تقديم رسانيد و در آن روضات مقدسه زبان مناجات به عرض حاجات خود گشاده مجاوران آن بقاع سپهر ارتفاع را به انعام وصلات شاهانه سرافرازى داد و در زيب و زينت هر يك از آن بقاع خورشيد ارتفاع ، مساعى جميله به تقديم رسانيده ضريح مقدس هر يك را چون آفتاب ، زربفت‌پوش گردانيده و در و ديوار آن اماكن خلد آثار را به پرده‌هاى زرتار و قناديل طلا